سوسياليسم جنبش بازگرداندن اختيار به انسان است
برداشتن روسریها، قدمی رو به جلو در راه رسیدن به آزادی!
جمهوری اسلامی این یگانه عنصر توحش و تحجر در دنیای متمدن یکبار دیگر تن پلیدش از حرکتهای مردمی به لرزه افتاده است. انتشار خبر برداشتن روسریها در خیابانهای تهران، خبری خوشحال کننده برای عموم مردم و صدالبته وحشت انگیز برای دایناسورهای اسلامی بوده است. جوانان آزادی خواه و برابری طلب سنندج از این اقدام مهم زنان تهرانی حمایت می کند و زنان و دختران سنندج و تمامی شهرهای ایران را به انجام این عمل مهم دعوت می کند. حذف حجاب در ملاعام نشانه رودرویی آشکار کل جامعه با رژیم اسلامی و زیر پا گذاشتن قوانین ضد بشری اسلام و شکستن دیوارهای آپارتاید جنسی است.
مدتها است مانتوهای بلند جای خود را به مانتوهای کوتاه داده اند و مقنعه های سیاه رنگی که بوی غم و مرگ می داد جای خود را به روسریهای رنگارنگ و کوتاه داده اند. و اینبار باید اینها را هم به دور اندازیم. تا کی می خواهیم چیزی را تحمل کنیم که هرگز به آن راضی نبوده و بوی تعفن تحقیر مشام همه را می آزارد؟
ما تمامی انسانهای آزاده و شریف را برای شرکت در این حرکت مهم دعوت می کنیم و اعلام می کنیم از این پس روسریها را در خیابانها و کوچه ها، مخصوصا در شب برمی داریم و در مقابل تعرضات نیروهای متوحش ضد انسانی رژیم اسلامی با قدرت می ایستیم و از یکدیگر حمایت می کنیم. هر گونه سرکوب مستقیم و گسترده حکومت علیرغم تحمیل عقب نشینیهای مقطعی بر ما، در نهایت محکوم به شکست خواهد بود. ما جوانان و نیروهای مترقی را فرامیخوانیم که در محلات خود فضایی ایجاد کنند که زنان و دختران بتوانند آزادانه روسریهایشان را بردارند. کمیته های و جمعهای محلات دفاع از آزادی باید تشکیل داد. جمع مبارزین و جوانان محلات میتوانند و باید محلات را به مکانی امن و بدور از تعرض اوباش اسلامی تبدیل کنند.
حذف حجاب قدمی است رو به جلو برای آزادی زن و آزادی زن، یعنی آزادی کل جامعه.
مرگ بر جمهوری اسلامی! زنده باد آزادی و انسانیت!
زنده باد تشکل محلات برای دفاع از آزادی و محو آپارتاید جنسی
جوانان آزادی خواه و برابری طلب سنندج
22 مهر ماه1385
به مناسبت روز جهانی کودک
احترام به حقوق کودکان باید در دستور کارهمه جامعه قرار بگیرد. کودکان این انسانهای بی دفاع همیشه در معرض تعرض و ظلم بوده اند. از همان اوئل کودکی خرافات و تحقیر و سر بزیر بودن را در وجودش پرورش میدهند. به یمن وجود قوانین سنتی و مذهبی حاکم بر جامعه هر جنایتی را در حق کودکان انجام میدهند. کودک خوب کودکی است که هر چه بزرگتر ها گفتند فقط جوابش اطاعت کردن باشد و بس و در صورت اعتراض باید با ضربات مشت و لگد از طرف پدر و مادر و برادر و عمو و هر کسی که یک سال از او بزرگتر باشد قرار بگیرد.این یک قانون است و در جامعه نهادینه شده است،متاسفانه بزرگتر ها با افتخار از عملکرد خودشان یاد میکنند. باید از همین امروز جلوی این بربریت ایستاد و فرهنگ حاکم بر جامعه را عوض کرد. و احترام به حقوق کودکان را بعنوان یک نیازدرتمام جامعه پایه گذاری نمود.
نهایت بی شرمی و وقاحت است که در قرن تکنولوژی ،اطلاعات وفراوانی امکانات در کنار آسمان خراش های سر به فلک کشیده و پرتاب موشک و سفینه به فضا هنوز اکثریت بیشماری از کودکان به خاطر فقر و نداری به جای نشستن بر روی میز مدرسه و بازی و شادی کردن در حال کار کردن هستند و جثه های نحیف و رنجورشان را برای انباشت بیشتر سود به تحلیل میبرند.
کودکان به خاطر وضعیت فیزیکی که نسبت به بزرگسالان دارند، داری توانایئ دفاع کردن از خود نیستند و به همین خاطر همیشه به ابتدائی ترین حقوق انها تعرض شده است. و این تعرضات را میتوان در همه شئون زندگی کودکان از تحصیل گرفته تا نوع پوشش و طرز فکر و نحوه حرف زدن و بازی کردن کودکان مشاهده نمود. وجود مذهب کودک را مجبور به انجام دادن اعمالی میکنند که بسیار ضد انسانی میباشد وجود قوانین فرهنگی غلط سنتی و قومی با همراهی مذهب باعث جلوگیری از رشد شخصیت کودکان شده است. زدن برچسب ملی تحت عنوان کرد، بلوچ ، عرب، فارس،ترک وغیره دنیای شاد و کودکانه آنها را از همان اول زندگی از هم جدا میکند و بذر کینه ویک نوع برتری نژادی پوشالی و بی اساس را در دل این کودکان میپروراند.
رشد اعجاب انگیز تکنولوژِی و پیشرفت در جامعه متاسفانه نه تنها دردی را از کودکان حل نکرده است بلکه بیشتر بر نقض حقوق انها تاثیر داشته است از پیشرفته ترین کشورهای اروپای تا آمریکائی تا آسیا و آفریقا همیشه کودکان به عنوان بردگانی مورد سو استفاده های جنسی و جسمی و روانی قرار گرفته و میگیرند. و دلیلش این است که متاسفانه پیشرفت علم در خدمت بشریت نیست بلکه در خدمت عده ای انسان مفت خور و نالایق قرار گرفته که در زندگی هدفی به جز استثمار و انباشت بیشتر سود را ندارند و برای آنها مهم نیست که این سود از چه راهی بدست می آید.
البته نباید فراموش کرد در عصر ارتباطات که دنیا را به یک دهکده کوچک تبدیل نموده است و تنها فایده ای که داشته است اینست که همیشه ما اخباری از جنگ و کشتار سرمایه داران و قدرت های بزرگ را میشنویم که بیشترین قربانیان این جنگها را کودکان تشکیل میدهند
حراج کليه
*يکی از مسوولين به سهيلا گفت با قيافه ای که تو داری ميتوانی خيلی پول به دست بياور
|
|
|
مهرداد فروشنده و خریدار کلیه او تلاش میکنند رابطه انسانی خود را از فشار مبادله بازاری نجات دهند. |
تلويزيون سوئد، چندشب پيش شنبه 16 مهر, فيلم مستندی از فروش کليه در ايران به نمايش گذاشت. فيلم جريان فروش کليه توسط دو جوان به نام های سهيلا و مهرداد رااز آغاز تا هنگام عمل بطور مستند به نمايش ميگذارد. هيچيک از آندو به طيب خاطر کليه خود را به فروش نمی رسانند، بلکه به عنوان تنها راه حل مشکلات سنگين مادی ، به فروش ارگان بدن خود متوسل شده اند. آن ها ناگزيری خود را در فيلم بيان کرده و حتی اشک ميريزند. سهيلا بايد دو خواهر کوچک خود را تامين کند و به پول برای تامين مسکن و پرداخت قروض خود نياز دارد. مهرداد بيکار است و او نيز برای پرداخت قروض و همچنين تامين هزينه سقط جنين غيرقانونی همسر خود نيازمند است. سهيلا ميگويد تلاش کرده است که پول را از طريق قرض به دست بياورد، ولی نتوانسته و از او توقعات جنسی داشته اند و حتی يکی از مسوولين به او ميگويد با قيافه ای که تو داری ميتوانی پول زيادی به دست بياوری.
آ نچه در فيلم تکان دهنده است، ,عادی, بودن تبديل پيکر انسان به کالا برای همه طرف های ماجراست. آن ها با هم چانه ميزنند و ,کليه, مورد بحث فقط کالايی است مثل کالاهای ديگر، و عمل اهدا و گرفتن کليه، مبادله ای است مثل هر مبادله ديگر. عليرغم اين مهرداد و سهيلا و گيرندگان کليه های آن ها تلاش ميکنند رابطه انسانی خود را از زير فشار اين مبادله اجباری و بازاری رها کنند.
در فيلم می بينيم که يک ميليون تومان از طرف دولت و دو ميليون تومان توسط گيرنده به اهداء کننده پرداخت ميشود. تلويزيون سوئد می گويد ايران از نادر کشورهايی است که فروش ارگان های بدن در آن قانونی است و دولت هم به اينکار کمک ميکند. البته تلويزيون نيازی به آن نداشت که بگويد ايران دارای يکی از بزرگ ترين مخازن نفت و گاز جهان است و 30 سال پيش مردم ايران انقلاب کردند که هم به آزادی و دموکراسی دست يابند و هم اختيار دارايی های خود را به دست گرفته و اتکاء به نيروی کار خود – که در آن هنگام هم جوان بودند – از رفاهی که شايسته آن هستند برخوردار شوند. اما گرفتار رژيمی شدند که هم آن و هم اين را از آن ها گرفت و اکنون جوانان آن تلاش ميکنند تا با فروش ارگان و تن خود بقای زندگی خويش را تامين کنند.
وتازه همين فلاکت بهانه ای فراهم کرده است برای توجيه تحريم ايران که به فلاکت و کليه فروشی و تن فروشی ابعاد نجومی ميدهد و حتی توجيه حمله نظامی که اين روزها شايعه احتمال آن در ماه اکتبر يا به هرحال در دو سال آينده بر سرزبان هاست و رژيم با پا فشاری بر غنی سازی زمينه آن را فراهم و تشديد کرده است.
بنا بر گزارش تلويزيون سوئد در ايران 137 مرکز رسمی مبادله کليه وجود دارد.موسسه تهيه کننده گزارش ميدهد هر ده دقيقه يک جوان خواهان فروش کليه خود ميشود. بسياری از فروشنگان افرادی تحصيل کرده هستند که قربانی مصايب اجتماعی شده اند. در گزارش همچنين آمده است بخش اعظم کليه ها توسط واسطه ها در خارج به بهايی چند برابر فروخته ميشود. بيهوده نيست که بنا برگزارش مزبوردر برخی از کشورهای جهان، از جمله آمريکا پيشنهاد شده است که خريد و فروش قانونی کليه امتحان شود. به هر حال ترديدی نيست که بخش اعظم کسانی که کليه خود را ميفروشند از کشورهايی مثل ايران می آيند که حاکمان آن ها نه پاسخگوی نيازهای مردم اند و نه پاسخگوی اعمال خود.مشغول قتل غارت وخفه کردن صداي اعتراض وآزاديخواهي